شکست محاصره هوایی یمن با پرواز ایران، همزمان با هشدار صنعاء درباره توقف صادرات نفت عربستان از مسیر دریای سرخ، زنگ خطری برای اقتصاد ریاض و ثبات بازار نفت به صدا درآورده و ریاض را در دوراهی پذیرش شروط صنعا یا رویارویی با بحران جدید قرار داده است.
در سوم تیرماه ۱۴۰۵، یک فروند هواپیمای مسافربری شرکت ماهانایر ایران پس از ۱۱ سال در فرودگاه بینالمللی صنعا به زمین نشست تا محاصره هوایی یمن را که سالها بر گرده مردم این کشور سنگینی میکرد، عملاً بشکند.این پرواز که بیش از دویست مسافر یمنی را که بیشتر آنها بیماران، مجروحان و اتباع سرگردان در خارج از کشور بودند، به خانه بازگرداند، فقط یک اقدام بشردوستانه نبود؛ بلکه پیامی روشن برای ریاض و واشنگتن داشت که دوران محاصره یکجانبه به پایان رسیده است.جنگندههای سعودی برای جلوگیری از ورود این هواپیما به حریم هوایی یمن وارد عمل شدند، اما دفاع هوایی یمن با هوشیاری کامل به آنها پاسخ داد و جنگندهها ناگزیر به عقبنشینی شدند. نیروهای مسلح یمن بلافاصله اعلام کردند که هرگونه تکرار این اقدام، با پاسخ گستردهای علیه فرودگاهها و تأسیسات حیاتی عربستان مواجه خواهد شد.ماجرا به همین یک پرواز ختم نشد. همان هواپیما پس از تخلیه مسافران، هیئت رسمی از دولت صنعاء را سوار کرد و به تهران برد تا در مراسم تشییع رهبر فقید ایران شرکت کنند. این حرکت نشان داد که ارتباط راهبردی تهران و صنعاء بیش از هر زمان دیگری مستحکم است و صنعا برای پیشبرد اهداف خود به حمایت ایران تکیه دارد.
محاصرهشکنی صنعا؛ از آسمان تا دریا
مقامات دولت صنعاء این پرواز را اقدامی برای شکستن محاصره هوایی تعریف کردند و وزارت خارجه این دولت تأکید کرد که بازگشایی فرودگاه صنعا یک حق حاکمیتی است و برای ادامه این مسیر، نیازی به کسب اجازه از هیچ کشوری ندارند. دولت نجات ملی در صنعا اعلام کرده که مسیر بازگشایی کامل فرودگاه و بنادر را بدون توجه به فشارهای خارجی ادامه خواهد داد.در مقابل، شورای رهبری ریاستجمهوری یمن که در ریاض مستقر است، این اقدام را نقض آشکار حاکمیت یمن خواند و خواستار واکنش جامعه جهانی شد. اما صنعا این اتهامات را بیاساس دانسته و تأکید کرده که محاصره اقتصادی و هوایی یمن خود بزرگترین نقض حقوق بشر در این سالها بوده است.
وابستگی عربستان به دریای سرخ؛ خط لوله شرق-غرب
از سوی دیگر، مقامات صنعاء در روزهای اخیر هشدارهای جدی درباره تداوم محاصره بنادر و فرودگاهها مطرح کردهاند. عضو دفتر سیاسی انصارالله اعلام کرده که اگر محاصره ادامه یابد، صنعا ممکن است در تداوم صادرات نفت عربستان از مسیر دریای سرخ و بابالمندب تجدید نظر کند. این هشدار نشان میدهد که یمن برای فشار بر ریاض، از برگ برنده راهبردی خود یعنی تهدید مسیرهای حیاتی حمل و نقل انرژی در منطقه استفاده خواهد کرد.برای درک عمق این تهدید، باید نگاهی به تغییرات اساسی در مسیر صادرات نفت عربستان در ماههای اخیر داشته باشیم. در بحبوحه جنگ اخیر ایران و آمریکا که تنگه هرمز عملاً مسدود شده بود، عربستان سعودی ناچار شد مسیر سنتی صادرات نفت خود را تغییر دهد. پیش از جنگ، بندر راستنوره در خلیج فارس، اصلیترین پایانه صادراتی نفت عربستان بود که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت این کشور از آن انجام میشد.اما با بسته شدن تنگه هرمز در جریان جنگ، عربستان برای صادرات نفت خود متکی به خط لوله شرق-غرب شد. این خط لوله که در دهه ۱۹۸۰ ساخته شده است، روزانه تا ۷ میلیون بشکه نفت خام را از مناطق شرقی عربستان به بندر ینبع در کرانه دریای سرخ منتقل میکند. از این میزان، حدود ۲ میلیون بشکه به پالایشگاههای ساحل غربی میرود و حدود ۵ میلیون بشکه نیز از همین مسیر به کشورهای مختلف صادرات میشود.
بندر ینبع در دریای سرخ، در طول جنگ نقش حیاتی برای اقتصاد عربستان ایفا کرد و تقریباً تمام صادرات نفتی این کشور از این مسیر انجام میگرفت. بر اساس برخی گزارشها، سعودیها حتی به دنبال افزایش ظرفیت این خط لوله به میزان ۱ تا ۲ میلیون بشکه در روز هستند، هرچند این پروژه سالها زمان و میلیاردها دلار هزینه خواهد برد.اما اکنون که پس از آتشبس موقت، تنگه هرمز تا حدودی بازگشایی شده، عربستان تلاش کرده صادرات خود را به مسیر قبلی یعنی راستنوره بازگرداند. با این حال، حملات اخیر به کشتیها در نزدیکی تنگه هرمز، بار دیگر نگرانیها را برای خریداران نفت زنده کرده و برخی از مشتریان آسیایی از بارگیری نفت از راستنوره خودداری کرد.
محاصرهشکنی؛ گامی به سوی تغییر معادلات اقتصادی منطقه
نکته کلیدی اینجاست که هر دو مسیر صادراتی عربستان، چه از طریق تنگه هرمز و چه از طریق دریای سرخ، در معرض تهدید مستقیم یمن قرار دارند. یمن از موقعیت منحصربهفردی در جنوب دریای سرخ و تنگه بابالمندب برخوردار است. نیروهای مسلح یمن طی ماههای اخیر با عملیاتهای خود در حمایت از مردم غزه، عملاً توانایی خود را برای کنترل تردد در این آبراه استراتژیک به اثبات رساندهاند.حال اگر صنعاء تصمیم بگیرد تردد نفتکشها از مسیر بابالمندب را هدف قرار دهد، عملاً مسیر جایگزین صادرات نفت عربستان را هم خواهد بست. به عبارت دیگر، چه عربستان از تنگه هرمز نفت صادر کند و چه از دریای سرخ، هر دو مسیر زیر سایه تهدیدات یمن قرار دارند. این همان معنای «معادله بازدارندگی جدید» است که مقامات صنعا از آن سخن میگویند.در شرایط کنونی که پس از حملات مجدد آمریکا به ایران، تنگه هرمز بار دیگر با اختلال جدی مواجه شده و تردد نفتکشها تقریباً به صفر رسیده است، وابستگی عربستان به مسیر دریای سرخ بیش از پیش حیاتی شده است. اما همین مسیر نیز در تیررس مستقیم یمن قرار دارد و این یعنی ریاض عملاً گزینه دیگری برای صادرات نفت خود نخواهد داشت.این تحولات نشان میدهد که صنعا با تکیه بر توان نظامی و موقعیت جغرافیایی خود، به دنبال کسب امتیازات واقعی در حوزههای اقتصادی و انسانی است و دیگر با محاصرهای که منابع حیاتی مردم را هدف گرفته، مدارا نخواهد کرد.
ریاض اکنون با یک انتخاب دشوار روبروست؛ یا پذیرش شروط صنعا برای رفع کامل محاصره و بازگشت به مسیر مذاکره، یا رویارویی با تهدید مستقیم خطوط تأمین انرژی خود در دریای سرخ و تنگه بابالمندب که پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی و بازار نفت، بسیار سنگینتر از اختلالات اخیر در تنگه هرمز خواهد کرد.این تحولات نشان میدهد که صنعا با تکیه بر توان نظامی و موقعیت جغرافیایی خود، به دنبال کسب امتیازات واقعی در حوزههای اقتصادی و انسانی است و دیگر با محاصرهای که منابع حیاتی مردم را هدف گرفته، مدارا نخواهد کرد.ریاض اکنون با یک انتخاب دشوار روبروست؛ یا پذیرش شروط صنعا برای رفع کامل محاصره و بازگشت به مسیر مذاکره، یا رویارویی با تهدید مستقیم خطوط تأمین انرژی خود در دریای سرخ و تنگه بابالمندب که پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی و بازار نفت، بسیار سنگینتر از اختلالات اخیر در تنگه هرمز خواهد کرد.








دیدگاهتان را بنویسید